شيخ ذبيح الله محلاتى

323

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

بفضه ما بركت عنايت فرما تم الخبر . اولا ورود حضرت شاه ولايت بحجرهء عايشه براى ظهور اين كرامت در نزد او اتمام حجت است و ثانيا - شنيدن امير المؤمنين آواز جبرئيل را فضيلتى است اشرف فضائل كه افضل ملائكه مامور به اين امر و خدمت شود و آب وضو براى آن حضرت حاضر كند و ثالثا - آمدن ابريق طلاى بهشتى غير از ابريقهاى طلاى دنيوى آن فضيلت ديگرى است كه آن را از خانه باقى و دار حيوان آوردند و در كنارش نهادند ناچار دار قرار اصفى از اين عالم است و چون بدين عالم بيايد كسوهء همين عالم را بوى پوشانند و بر او نام طلا گذارند براى امتياز لون و صفاى او و نام طلا به جهت ما و عالم ملكست و اگرنه آن عالم دور از نام و نشان است . و رابعا - از اين حديث معلوم شد كه فضه خادمه مانند سلمى كه مطهرهء حضرت رسول را داشت هميشه آب وضوى آن جناب را حاضر مىكرد خداوند سبحان خواست بفضه بفهماند كه در اين خدمت تو ملائكه مفاخرت دارند و در اين اقدام با سعادت مشتاق و اميدوارند . و خامسا آوردن آب مشرق و مغرب اثلاثا ظاهرا مراد از شهر جابلقا و جابلسا كه اين دو شهر با اوصافى كه دارد مطروس است از شيعيان امير المؤمنين عليه السّلام و شايد اين سه آب اشاره به اين مطلب باشد كه اشرف اعضا سر است و اشرف اعضاى سر صورت است آب بهشتى را براى غسل وجه للكرامة و دست راست اشرف است از دست چپ چنانچه مغرب از مشرق لهذا برحسب اختلاف مرتبه مواضع ثلاثته اين مياه مذكوره را آوردند . و سادسا خبر داد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ابلاغ سلام جبرئيل از حضرت على اعلى و فيضان و تقاطر آب بهشتى از روى نكوي آن پادشاه عالم امكان مرحمتى است بزرگتر كه آن حقيقت رحمت بيان فرمود و واسطه در ابلاغ شد . و سابعا - نياوردن فضه آب وضو را براى حضرت اين خود دليل است بر كمال طهارت و تقواى او بواسطهء عادت معموله مستمره كه داشت و اگرنه حمل ظرف آب